العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

313

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

گروه زيديه ميگويند : نسل امام حسين از على اصغر بود كه در كربلا هشت ساله بود و بعضى گفته‌اند : چهار ساله بود و علماء علم نسبت اين قول را پذيرفته‌اند . در كتاب : نسب از يحيى بن حسن نقل مىكند كه يزيد به حضرت على بن الحسين ( يعنى امام سجاد ) گفت : تعجب ميكنم از پدرت كه اين همه ( نام فرزندانش را ) على ميگذارد ! ؟ امام سجاد در جوابش فرمود : چون پدرم پدر بزرگوارش على را خيلى دوست ميداشت لذا ( فرزندان خود را بنام او ) نامگذارى ميكرد . 3 - نيز در همان كتاب مىنويسد : هنگامى كه اسيران فارس در مدينهء طيبه وارد شدند عمر در نظر گرفت : زنان اسير را بفروشد و مردان اسير را غلام ملت عرب قرار دهد . نيز عمر تصميم گرفت : مردان اسير فارس افراد عليل و ضعيف و پير عرب را در موقع طواف بدوش بگيرند و طواف دهند . ولى حضرت على بن ابى طالب عليه السلام به او فرمود : پيامبر اعظم اسلام فرموده است : اكرموا كريم قوم و ان خالفوكم . يعنى افراد شريف هر گروهى را گرامى بداريد . و لو اينكه با شما مخالفت نمايند . اين افراد فارس مردمانى حكيم و گرامى هستند . زيرا بما سلام كردند و بدين مقدس اسلام رغبت پيدا نمودند . من آن سهمى را كه خودم و بنى هاشم از اين اسيران داريم در راه خدا آزاد كردم . مهاجران و انصار گفتند : اى برادر رسول خدا ! ما نيز سهم خود را به تو بخشيديم : حضرت امير فرمود : پروردگارا ! اينان سهم خود را بخشيدند و منهم قبول كردم و اسيران را آزاد نمودم . عمر گفت : على بن ابى طالب در اين عمل سبقت گرفت و تصميمى را كه من در بارهء مردم عجم داشتم در هم شكست . گروهى از آن مردم راغب شدند كه با دختران پادشاهان كه اسير شده بودند ازدواج نمايند . و حضرت امير بعمر فرمود : اين دختران ملوك را براى ازدواج آزاد بگذار . آنان را مجبور نكن .